"در دیار نیلگون"

به رنگِ آسمـــــان ..

"در دیار نیلگون"

به رنگِ آسمـــــان ..

"در دیار نیلگون"

ایجاد سایت جدید

۷ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

هممون میدونیم که هر وبلاگی خواننده خاموش داره.خواننده خاموشی که شاید ما رو بشناسه و شاید هم نه.

شاید هم مدت هاست از رو نوشته هامون مارو میشناسه.

خیلی وقت ها پیش اومده بدون اینکه دنبال شخص خاصی بگردم،یا بخوام وبلاگش رو پیدا کنم،به وبلاگ و نوشته های کسی رسیدم.و بعد،ازونجایی خودم دوست دارم که تو محیط بیان، ناشناس بمونم بصورت نامحسوس وبلاگ اون آشنا یا نیمه آشنا یا غریبه رو دنبال کردم!

علی ای حال! خواستم بگم که دنیا خیلی کوچیکه..اما تو این برهوت دنیای مجازی هم آدمها بهم میرسن.


دنیای مجازی که هیچ...امروز یکی از فالوورهای قدیمی اینستامو با خانواده ش دیدم و بلافاصله شناختمش!!

اما بعید میدونم اون منو شناخته باشه...


خلاصه دنیا از چیزی که فکر میکنیم خیلی کوچکتر است ...




۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۶ ، ۲۰:۳۲
🔹🔹نیلگون 🔹🔹

دلم مشهد میخواد

دلم حرم امام رضا رو میخواد

دلم خلوت میخواد

مدام یاد نگاه آخرم به گنبد و خواسته ای که ازش داشتم میفتم..

اما نیست

تنهام

پایه سفر ندارم.........

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۶ ، ۲۱:۵۹
🔹🔹نیلگون 🔹🔹
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۰ تیر ۹۶ ، ۲۲:۵۵
🔹🔹نیلگون 🔹🔹

نمیدونم چرا بیان ادامه مطالب رمزدار نداره؟؟!

الان با این مطلبی که میخوام پست کنم چه کنم ؟!

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۹:۱۸
🔹🔹نیلگون 🔹🔹



خدا نکنه یه بار با یه جمله،کلمه یا حرفِ بی موقع و بی ربط دلِ یکی از عزیزات رو بشکونی و ناراحتش کنی..


اونوقته که حالت از خودت بهم میخوره و دیگه تا عمر داری خودتو نمیبخشی..


.

.

.

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۶ ، ۰۰:۲۸
🔹🔹نیلگون 🔹🔹

صدای نم نم بارون

بوی خاک بارون خورده

بوی برگ سبز درخت ها

بوی دریا ...


همه بهم یادآور میشن که دارم تو بهشت زندگی میکنم ..

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۶ ، ۰۲:۳۱
🔹🔹نیلگون 🔹🔹

ذهنم آشفته س.آشفته و انباشته .از فکرها و آرزوها و امیدها و ناامیدی ها.

از اهداف و خواسته ها.از رفتن ها و نرفتن ها.از دوست داشتن ها و دوست نداشتن ها.

از عشق ها و تنفر ها ..


ذهنم آشفته س..انقدر آشفته که وقت برای مرتب کردنش ندارم.انقدر آشفته که مدت هاست به حال خودش رهاش کردم و تمرین بی تفاوتی میکنم ..


تو این مدت بارها خواستم همه ی این آشفته بازار رو آروم کنم.خواستم تک تک چیزایی که تو این سر،حتی چیزایی که تو قلبمه رو دونه دونه بیرون بکشم،بنویسم و ببینم و تکلیفم رو با خودم روشن کنم.


اما انگار دستم قدرت نوشتنشون رو نداره.یا شاید این شلوغی بیش ازحد باعث شده نتونم افکارمو پیدا کنم  ..


الان؟!

الان که پس از مدت ها دست به قلم شدم؟

اصلا .. به نظر شما، نوشتن یه مشت افکار در هم تنیده شده ی نامعلوم،کار بی فایده ای نمیاد؟؟





۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۶ ، ۲۰:۰۰
🔹🔹نیلگون 🔹🔹