"در دیار نیلگون"

به رنگِ آسمـــــان ..

"در دیار نیلگون"

به رنگِ آسمـــــان ..

"در دیار نیلگون"

ایجاد سایت جدید

محبوب ترین مطالب

  • ۰۲ دی ۹۶ ، ۱۳:۴۳ '90




خب قرار بود این وبلاگ تا مهر ماه به روز نشه.اما همانطور که مستحضرید تا به امروز نشد(یعنی به روز شد!:دی)

یه وقتایی دلم نمی اومد اینجا پست نذارم (به واقع چون توی اینستا فعال بودم عذاب وجدان میگرفتم که اینجا به روز نباشه) یک وقتهایی هم که دوستان لطف داشتند و منو به چالش های وبلاگی دعوت میکردند و قص علی هذا..اینطوری وبلاگ آهسته و پیوسته نفس میکشید.


قرار بود این دفتر باز باشه.تا قبول شدن دکترا.همونطور که خیلی از شما میدونید،تصمیم داشتم تا بعد از قبولیم، یه فصل جدید رو توی همین وبلاگ (شباهنگ) شروع کنم.


اما نشد! چی نشد؟قبول شدن در دکتری.

نه بهشتی نه تربیت مدرس و نه دانشگاه تبریز...هیچکدوم رو قبول نشدم.

دلیلش رو از من نپرسید.چون خودمم نمیدونم چرا.اما ایمان دارم که حتما خیریتی توی این اتفاق بوده.

خیلی با خودم در مورد این اتفاق  فکر کردم...شاید باید راهمو عوض کنم و تو مسیری قدم بذارم که هیچوقت دوستش نداشتم.

( مسیر غربت و مهاجرت...طی کردن مراحل ویزای تحصیلی و ادامه ی تحصیل تو یکی از دانشگاه های معتبر دنیا.)

خدا رو چه دیدید؟شاید حکمت قبول نشدنم همین بوده ! اینکه برای ادامه ی تحصیل به دانشگاه های ینگه ی دنیا فکر کنم.به کاری رو بیارم که هیچوقت نمیخواستم و نمیتونستم که انجامش بدم! ترک کردنِ وطن..

اصلا شاید مقصود و مراد هم اونجا منتظرم باشه :دی


خب ...فکر میکنم همتون متوجه شدید که اومدم اینا رو بگم و برای مدتی برم.سومین فصل از وبلاگم اینگونه بسته شد.نمیدونم این رفتن چقدر طول میکشه؟اما بی شک تا شروع فصل جدید زندگیم این وبلاگ خاموش میمونه...




به پایان آمد این دفتر..حکایت همچنان باقیست





شباهنگ

ساعت 2:04 روز جمعه.نهم شهریور ماه نودوهفت

.

.

.


چالش من به جای تو 

به دعوت شباهنگ عزیزم 

.

.

ممنون از دوستانِ عزیزی که دعوتم رو پذیرفتند و به جای من نوشتند:


خاکستری جان

۹۷/۰۶/۰۹ موافقین ۶ مخالفین ۰
🔹🔹نیلگون 🔹🔹

نظرات  (۶)

باحال بود. حسابی رفته بودی تو نقشت :)) عنوان و لحنت شبیه که نه، خود شباهنگ بود. ولی جالبه برام همه‌تون اون لحظهٔ شباهنگو منطقی و امیدوار تصور کردین
حال آنکه بعدِ یه هفته هنوز در بهت و حیرتم و کنار نیومدم با قضیه
پاسخ:
خداروشکر^_^ دیگه کاری بود که از دستم براومد :)) واقعنی؟! اول سختم بود بنویسم (در مورد این موضوع).اونم از زبانِ زبانشناسی چون شباهنگ!بعد یهویی نصف شبی تصمیم گرفتم هرچه خواست دلِ تنگم بنویسم.اگه کم و کسری داره پستم،دیگه به بزرگواری خود ببخشید:دی


میفهمم که چقدر برات سخت بوده... اما میدونی چیه؟تو دکتری رو از دست ندادی.دکتری دانشجوی لایقی چون تو رو از دست داده. ( یعنی خاک بر سر نظامِ کثیفِ آموزش پرورشِ این مملکت)
ع چقدر خوب بود:-D کاملا شباهنگی بود:-D

پاسخ:
تشکرمندیم😁😍
چه خوب نوشته بودی
ینی زیاد شبیه خودت نبود واقعا
پاسخ:
با تشکر از شما^_^
اگه دوست داری خودتو جای من بگذار و در این چالش شرکت بنما 😎

من ازین کارا بلد نیستم🤦‍♀️
پاسخ:
یاد بگیر😒🙄
من با هر خط خوندن از متن😲😨😰😮😑😐😓😭
این کارا چیههههه😐
چرا به من شوک وارد میکنی بشه جان دهع
پاسخ:
😁😁😁
پیش خودت چی فکر کردی شبنم جان؟😬😬

راستی وبلاگت کجاست؟😐
خیلی فکرا:دی
اوههههه وبلاگم دو ماهی هست حذف شده😁
پاسخ:
😳😳😳😦😦😦😦😦
چرا حذف کردی😭😭😭😭😭

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی