"در دیار نیلگون"

به رنگِ آسمـــــان ..

"در دیار نیلگون"

به رنگِ آسمـــــان ..

منِ او

چهارشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۵۱ ب.ظ

چند سال بود که دلم میخواست کتاب من اوی رضا امیرخانی رو بخونم.خیلی تعریفش رو شنیده بودم؛ بخاطر همین به شدت چشمم دنبال این کتاب بود.چند جایی دنبالش رفتم اما موفق به تهیه ش نشدم. 



خلاصه گذشت تا اینکه چند ماه پیش، بلاگر یه چالش تو وبش برگزار کرد و گفت که جایزه هم داره :))

اینجانب تو چالش شرکت کردم و برنده هم شدم!

جایزه چی بود؟ بن خرید کتاب از فیدیبو.


خب من عضو فیدیبو شدم و با جایزه م همین کتاب "من او " رو خریداری کردم.


آهسته و گسسته خوندمش تا رسیدم به اون قسمتی که حاج فتاح و بقیه! مجبور شده بودند برای شرکت توی مجلس دولتی؛ با خودشون زن سرباز لهستانی ببرن! 

اینجای قصه که رسیدم تا تهش رو خوندم! چرا؟ چون یادم افتاد که این کتاب رو قبلا خوندم ...


 قبلا یعنی کی؟ یعنی زمانی که دوازده سیزده ساله بودم ..

اون سال ها خیلی به کتابخونه ی عمومی شهر مجاور رفت و آمد داشتم.

تمام اعضای خانواده رو عضو کتابخونه کرده بودم و با کارتشون برای خودم کتاب میگرفتم و در عرض دو هفته،

همه ی کتابها رو تموم میکردم..!و دوباره روز از نو..کتاب از نو:))

فکر نمیکنم کتابی تو اون کتابخونه باقی مونده باشه که اون زمان نخونده باشمش!


شاید براتون جالب باشه که بدونید

من وقتی کتابی رو میخونم؛ تمام نوشته هاش رو عین یه فیلم تو ذهنم تماشا میکنم.

اینجوریه که یه قسمتایی ازین نوشته ها،برای همیشه تو ذهنم حک میشه..

بعد خیلی وقتها  یاد همین تصویر سازی ها میفتم،بدون اینکه بدونم این صحنه ها رو قبلا کجا دیدم ...!


خب .. گفتم که دوازده سیزده ساله بودم .. یه طفل معصوم و چشم و گوش بسته .. دقیقا شبیهِ علیِ قصه.

کتاب هایی رو که میخوندم،هم میفهمیدم و هم نمیفهمیدمشون!مثل همین داستان!


اینترنت هم در دسترسم نبود که یه اصلاحاتی رو سرچ کنم تا ازشون سردربیارم..!

 بخاطر همین ماجرای کتاب ،برام جا نیفتاده بود و با کلی علامت سوْال ، نصفه نیمه فراموش شد..


با همه ی اینا .. مرورش یادآوری قشنگی شد برام ..

 تو یه سن و موقعیت دیگه، با یه درک متفاوت .. خوندمش و لذت بردم. 

و البته ...

پیام مهم قصه رو، خوب موقعی دریافتم.



  • موافقین ۵ مخالفین ۰
  • چهارشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۵۱ ب.ظ
  • 🔹🔹نیلگون 🔹🔹

نظرات  (۱۱)

  • آسـوکـآ آآ
  • همه ی کتابای امیرخانی رو باید خوند
    آخرین کتابش قیدار!
    بی نظیرِ
    بی نظیر
    من ادبیات امیرخانی رو واقعا دوست دارم
    واقعا جذاب و چالش برانگیزه :)
    پاسخ:
    قیدارو خوندم.
    ارمیا
    جانستان کابلستان هم
    من او رو هم که گفتم .. قبل از همه ی اینها خونده بودم!


    منم قیدارو خیلی دوستش داشتم.نثرش بی نظیر بود و به شدت جذبم کرد :)
  • یک بلاگر
  • خیلی خیلی خیلی خیلی نظر لطفت بود که اسمی از من هم توی پستت رفت . خیلی خیلی ازت ممنونم . خوشحالم که هدیه رو دوست داشتی
    منم خیلی کتاب ها رو قبلا خوندم ولی بیشترشون رو یادم نمی آد .
    پیش هم میاد گاهی کتابی رو که می خونم می بینم خیلی آشناس ولی خب دوباره تا تهش می خونم با یک حس دیگه . خیلی خوبه .
    من دیوانه کتابم . دیوانه کتاب. دیوانه خوندن و یادگیری .
    برام دعا کن دوست خوب من
    پاسخ:
    خواهش میکنم بلاگر 
    خیلی خوبه که این همه به کتاب علاقه داری.

    حتما دعاگوت هستم.امیدوارم موفق و موید باشی :)
    دلم لک زده برای خوندن دوباره‌ش. حتمن یه روزی این کارو میکنم
    پاسخ:
    کی خونده بودیش؟
  • یک بلاگر
  • مخلصم
    پاسخ:
    :)
  • آسـوکـآ آآ
  • قیدار عالی بود . . .
    بیوتن هم ادامه ی ارمیاس
    جالبه این هم :)
    پاسخ:
    واقعا قشنگ بود.بنظر من حتی از منِ او هم قشنگتر بود :)
    چه جالب ..پس امیرخانی کتابِ ادامه دار هم نوشته :))
    عه مبارک باشه جایزه ات :))
    کتاب میخونم بیشتر رمان ..حوصله کتاب فلسفی ندارم:(
    این کتابش چطوریه؟رمانه؟
    یه کتاب دانلود کردم چندددد ماه پیش از فیدیبو هنوز تموم نشده :))))
    اینقدررررر که من علاقه مندم به کتابهای غیر رمانی:|

    پاسخ:
    مچکرررم :))
    من همه جور کتابی میخونم.یه رمان فلسفی هم پارسال خوندم.اسمش دنیای سوفی بود!
    آره این کتاب،رمان بود.قشنگه.ریتم خاصی داره ..باید بخونیش تا ببینی خوشت میاد یا نه.

    منم اینو چند ماه پیش دان کرده بودم :)) جدیدا حوصله خوندن کتاب الکترونیکی ندارم !!
  • دست نویس
  • خیلی خوبه اینکه به کتاب علاقه داشته باشید
    و حس خوبیه وقتی چیزی رو بخوای و بهش برسی
    موفق باشید
    پاسخ:
    بله همینطوره 
    ممنون از شما،بهمچنین
    هر یه نفری که امیرخانی میخونه و لذت می بره مثل تیری در قلب من فرومیره که بابا پس من چرا نمیفهمم این مردک رو :))
    کم کم دارم ایمان میارم یه مرگیمه:))
    پاسخ:

    😂😂😂😂😂

    نگران نباش تو تنها نیستی 😂😂



    موقعی که خوندن قیدار تموم شد و لای کتابو بستم، یکی از همکارام اومد پیشم.گفت کتاب میخونی؟ گفتم خوندم.الان تموم شد! گفت عه رمانه؟ گفتم آره قیدار از امیرخانی.خوندیش؟ گفت نه. قشنگه؟ گفتم خیلی ! من که دوستش داشتم! گفت میدی بخونمش؟ اکی دادم برد و کلی خوشحال شد و تشکر کرد!

    فک کن بعد نیم ساعت کتاب به دست  و O_o برگشت :))) 
    گفتم چی شد؟!
    گفت ایییین چییییی بوووود ؟! تو چطوری اینو خوندی؟! بیا بگیر پیشکش خودت :))))
    بعدشم ایش ایش کنان تو افق محو شد :))))
    اللن نوبت ارمیا و بعدشم هم بیوتنه. آخ از بیوتن آخ...
    خشی عزیزم😍
    کامنت قبلی من کوش؟😒😒😒
    پاسخ:
    ارمیا رو خوندم ولی بیوتن رو نچ!
    قشنگه؟؟؟
    کدوم کامنت؟! یه دونه بود تاییدش کردم. 🤔🤔🤔
  • فاطمه گلی
  • بلی.کتاب زیبایی است و خواندنی:)
    پاسخ:
    عه؛ چه خوب که شما هم دوستش داری :)
    منم صحنه سازی میکنم
    خونه اینهارو هم قشنگ توذهنم مجسم کروه بودم
    یا اون کافه ای که میرفته
    اون کلیسا
    همش تو ذهنمه
    پاسخ:
    چقدر خوب :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی