"در دیار نیلگون"

به رنگِ آسمـــــان ..

"در دیار نیلگون"

به رنگِ آسمـــــان ..

"در دیار نیلگون"

ایجاد سایت جدید

از هر دری سخنی

يكشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۱۸ ب.ظ

هوا خیلی گرم شده.انقدر گررررم که کم سابقه بوده تو این سال ها.تو هوای شرجی اینجا احساس میکنم هر لحظه ممکنه تبخیر شم.

کولر اصلا جوابگوی این حجم از گرما نیست.امروز بعدازظهر وقتی از خواب بیدار شدم حس میکردم کولر خاموشه و اعضای بدنم پخته شده :|


هیچی دیگه ..به دلیل گرمازدگی و مساعد نبودن حالم گفتم که بعدازظهر سرکار نمیام .

البته تقریبا پنج دقیقه بعدش پشیمون شدم!چون خیلی وقت بود بعدازظهرا تنها خونه نمونده بودم.فکر کردم چقدر حوصله م سر بره.


ولی بعد گفتم به یاد چند سال قبل خوش بگذرونم.اینم خودش یه جور تنوعه به هرحال.


گوشی رو انداختم یه گوشه هله هوله برداشتم رفتم رو بالکن نشستم خوردم.بعد تصمیم گرفتم بعد شش هفت سال(!) تلویزیون ببینم!

بله درست خوندید.مدت هاست با تلویزیون قهر کردم و آشتیمم نشده .آخرین سریالی که دیدم ستایش بود :| بعد اون دیگه توبه کردم بشینم پای فیلم و سریال ایرانی!

بعد دیگه کم کم به دلایلی از تلویزیون زده شدم.بخوام فیلم ببینم خودم گلچین میکنم تو لپ تاپ تماشا میکنم.

ازونجایی که نمیدونستم چه کانالی چی داره از شبکه های وطنی شروع کردم به دیدن برنامه ها.شبکه ی دوعموهای فیتیله ای داشت :| اینا مگه ممنوع التصویر نشده بودن؟!

یه شبکه مرد عنکبوتی پخش میکرد.

یکی از شبکه های ترک یه سریال میداد که دختره توش داد میزد "اون فقط بابای منه !" :| 

ظاهرا تو مدرسه با یه دختره همکلاس شده بود که پدرشون مشترک بوده :| 




ده دقیقه هم فیلم پنجاه کیلو آلبالو رو دیدم و  حوصله م سر رفت.مجدد شبکه عوض کردم.دریغ از یه فیلم درست و حسابی.حتی پی ام سی نگاه کردم به امید اینکه یکی از کلیپ های ابی رو پخش کنند.اما نشد که نشد.

بیخیال تلویزیون شدم و تصمیم گرفتم کوکوی مورد علاقه مو واسه شام درست کنم.رفتم تو آشپزخونه و ترتیبش رو دادم.

برادر جان از باشگاه اومد و باهم شام خوردیم.

تو گروه پنج نفره ی دوستای صمیمی دبیرستان، ز پیشنهاد داد که مردادی های جمع باهم تولد بگیرن.منم استقبال کردم.از پنج نَفَرمون سه نَفَر مردادی ان :))

کلی تز دادیم راجب زمان و مکان.تصمیم بر این شد که شریکی مهمونمون کنند تو فلان رستوران!

دارم فکر میکنم کههه بهتره منم خودمو قاطی این سه نفر کنم و بگم تولد منم با شما بگیریم بره :)) وگرنه روا نیست به خاطر اینکه فقط یه ماه دیرتر ازینا بدنیا اومدم تک و تنها واسشون تولد بگیرم ولی اینا شریکی باهم باشن ! :دی


خدایی بد میگم؟! اصلنم روحیه م بازاری نشده :)))



موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۰۸
🔹🔹نیلگون 🔹🔹

نظرات  (۱)

عه شهریوری هستی؟:))😍تولدت مبارک باشه پیشاپیش عزیزم😍
پاسخ:
نگو که پنج ساله دوستِ وبلاگی منی و نمیدونستی چه ماهی دنیا اومدم؟!
[نچ نچ کنان سرش را تکان میدهد]

مچکرررررم عزززززیززززم😍😍😍

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی